سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي
103
قواعد السلاطين ( فارسى )
هزار درهم به او دادند از بيت المال ، و فرمود هزار درهم به علّت نفس و هزار درهم به علّت جهل و هزار درهم به علّت احتياج عطيّه شد . بدان كه طلب دشوارترين امور آمده ، و حرص و طمع ، اقبح افعال گشته و مستوجب مذلّت و خوارى گردد . بيت طمع آرد به مردان روىْزردى * طمع را سر بِبُر گر مَردِ مَردى نقل است از حضرت فخر انبيا - صلّى اللّه عليه و آله الأتقياء - چون بنده ابواب مسألت به روى خود گشايد ، جناب ايزدى هفت گونه در فقر به رويش مفتوح سازد ، و هرگاه احتياج نداشته باشد مسألت نمايد ، باعث وصول به آتش گردد ، و هرگاه به معرض طلب از خلايق درآيد كه موجب زيادتى مالش گردد ، آن مجمرهء آتش گشته به آن معذّب شود . بايد كه در مسألت را به روى خود ببندند ، مادام كه احتياج به مرتبهء اضطرارى نباشد كه سواى طلب مفرّى نباشد ، طلب نمايند كه وجه معيشت گردد . و صدقه به اغنيا و صاحبان ثروت و مال مجوّز نباشد ؛ به حقّ آنكه نفس من به يد قدرت اوست ، هركه واجد ريسمانى باشد به جهت كشيدن چوب و حطب ، بهتر بود از طلب و سؤال ؛ و در روز محشر ، روى سياه برانگيخته شود و آن زوال نيابد مگر از آتش ؛ و در حالتى كه به جناب ايزدى ملاقات نمايد ، پوست روى نداشته باشد . پس بايد كه در حالت غنا طلب ننمايد و تا فاقه به مرتبهاى نرسد كه سواى مسألت چارهاى نباشد ، اظهار مسكنت و فقر ننمايند ؛ و تا كمند رفيع معيشت گسسته نگردد و به ذلّت فقر ابتلا نيابد آب روى خود را نريزند كه آب حيات است و به دست نمىآيد . به سلسلهء روايت ، انتظام يافته كه : در روز قيامت ، منادى به معرض ندا درآيند كه مبغضان الهى كجايند ؟ جمعى از خلايق كه در مساجد ، ابواب مطالب گشوده